هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

تهویه فقط برای کاهش دمای گلخانه نیست. نحوه حرکت هوا در داخل سازه بر دما، رطوبت، CO₂، تعادل رطوبتی، بیماریهای قارچی و یکنواختی شرایط در محدوده کشت تأثیر مستقیم دارد.
در یک گلخانه مناسب، هدف صرفاً جابهجایی حجم زیادی از هوا نیست؛ بلکه باید بتوان جریان هوا را به شکلی کنترل کرد که شرایط در کل سطح کشت تا حد امکان یکنواخت باقی بماند.
موقعیت دریچههای سقفی، سطح بازشو، جهت باد غالب، ارتفاع سازه و تعامل تهویه طبیعی با فنها و سایر تجهیزات مکانیکی، همگی باید در کنار یکدیگر بررسی شوند.
گاهی اوقات یک گلخانه به فنهای بیشتری نیاز ندارد؛ بلکه به تهویهای صحیحتر و متناسبتر با طراحی سازه نیاز دارد. این تفاوت، در هزینه سرمایهگذاری و هزینه انرژی بسیار مهم است.
جریان هوا در گلخانه فقط برای کنترل دما و رطوبت نیست؛ سرعت و جهت حرکت هوا میتواند بر عملکرد حشرات مفید، کنترل بیولوژیک آفات، شرایط سطح برگ و حتی ارتباط شیمیایی میان گیاهان اثر بگذارد. به همین دلیل، در گلخانههایی که از کنترل بیولوژیک استفاده میکنند، مدیریت جریان هوا باید در کنار دما، رطوبت و برنامه رهاسازی دشمنان طبیعی مورد توجه قرار گیرد.
جریان هوای افقی یا HAF (Horizontal Airflow) یکی از ابزارهای اصلی برای ایجاد گردش یکنواخت هوا در گلخانه است. اما سرعت هوا نباید صرفاً با هدف افزایش تهویه یا کاهش رطوبت تنظیم شود. اگر جریان هوا بیش از حد شدید باشد، ممکن است حرکت برخی حشرات مفید مختل شود و در مقابل، جریان بسیار ضعیف نیز میتواند رطوبت را در اطراف برگها نگه دارد.
کنترل بیولوژیک فقط به رهاسازی حشرات و کنههای مفید در گلخانه محدود نمیشود. این موجودات باید بتوانند در محصول حرکت کنند، آفت یا میزبان خود را پیدا کنند و در محیط باقی بمانند.
برای مثال، پارازیتوئیدهایی مانند Encarsia، Eretmocerus و Trichogramma برای پیدا کردن میزبان به پرواز و جستوجو در فضای میان بوتهها وابستهاند. وقتی سرعت جریان هوا زیاد میشود، کنترل مسیر پرواز برای این حشرات کوچک دشوارتر خواهد شد.
پارازیتوئیدهای کوچک یکی از مهمترین گروههای دشمنان طبیعی مورد استفاده در گلخانه هستند. Encarsia و Eretmocerus در کنترل سفیدبالک و گونههای Trichogramma در کنترل برخی آفات مورد استفاده قرار میگیرند.
این حشرات اندازه بسیار کوچکی دارند و حرکت آنها در فضای گلخانه با حرکت یک حشره بزرگتر قابل مقایسه نیست. جریان هوای شدید میتواند مسیر پرواز آنها را تغییر دهد و تواناییشان برای جستوجوی میزبان را کاهش دهد.
این موضوع از یک جهت اهمیت زیادی دارد: در کنترل بیولوژیک، حضور حشره مفید بهتنهایی کافی نیست. حشره باید بتواند آفت را پیدا کند.
اگر جریان هوا باعث شود پارازیتوئید در یک محدوده کوچک باقی بماند، حتی وجود تعداد مناسب حشره مفید نیز الزاماً به معنای کنترل مؤثر آفت نخواهد بود.

چند ساعت اول پس از رهاسازی یک عامل کنترل بیولوژیک اهمیت ویژهای دارد.
اصل ماجرا ساده است: حشره مفید باید فرصت داشته باشد خودش را در محصول پیدا کند.
اگر تصور کنیم تأثیر جریان هوا در گلخانه فقط به حشرات مفید محدود میشود، بخش مهمی از ماجرا را نادیده گرفتهایم.
خود گیاهان نیز با محیط اطراف خود ارتباط برقرار میکنند.
گیاهان در واکنش به حمله آفات، بیماریها یا آسیب مکانیکی میتوانند ترکیبات آلی فرار یا VOCs آزاد کنند. گیاهان مجاور قادرند برخی از این ترکیبات را دریافت کرده و واکنشهای دفاعی خود را تغییر دهند.
برخی از این ترکیبات همچنین میتوانند در جذب دشمنان طبیعی نقش داشته باشند. در نتیجه، ارتباط میان گیاه و حشره فقط به تغذیه آفت از گیاه محدود نمیشود؛ یک شبکه از سیگنالهای شیمیایی بین گیاه، آفت و دشمن طبیعی شکل میگیرد.
بله، اما باید با احتیاط درباره آن صحبت کرد.
ترکیبات فراری که از برگ آزاد میشوند، در فضای اطراف گیاه حرکت میکنند. جریان هوا میتواند مسیر حرکت، سرعت انتشار و میزان رقیق شدن این ترکیبات را تغییر دهد.
در جریانهای هوای شدید، ترکیبات فرار سریعتر در فضای گلخانه پراکنده میشوند و ممکن است غلظت آنها در نزدیکی گیاهان مجاور کاهش پیدا کند.
با این حال، نباید نتیجه گرفت که هر جریان هوای شدید الزاماً ارتباط میان گیاهان را از بین میبرد. نوع گیاه، ترکیب VOCها، فاصله گیاهان، سرعت هوا و شرایط محیطی همگی در این فرایند نقش دارند.
بنابراین بهتر است بگوییم جریان هوا یکی از عوامل مؤثر بر نحوه انتقال پیامهای شیمیایی گیاهان است.
به همین دلیل، تراکم بوتهها در گلخانه فقط یک مسئله مربوط به استفاده از فضای کشت نیست؛
نحوه قرار گرفتن گیاهان در کنار یکدیگر میتواند بر :
آنها نیز اثر بگذارد.
گلخانه فقط یک فضای بسته برای رشد گیاه نیست؛ یک سیستم زنده و به هم پیوسته است.
فنها هوا را حرکت میدهند. هوا روی رطوبت و دمای سطح برگ اثر میگذارد. همین هوا حرکت حشرات مفید را تحت تأثیر قرار میدهد. از طرف دیگر، گیاهان ترکیبات فراری آزاد میکنند و جریان هوا روی نحوه انتشار آنها اثر میگذارد.
در چنین سیستمی، تغییر یک عامل میتواند روی چند بخش دیگر اثر بگذارد.
جریان هوا بیشتر همیشه به معنی شرایط بهتر نیست.
اگر جریان خیلی کم باشد، رطوبت اطراف برگها بالا میرود و خطر بیماری افزایش پیدا میکند. اگر بیش از حد شدید باشد، ممکن است حرکت برخی حشرات مفید دشوار شود یا شرایط میکروکلیمایی سطح گیاه تغییر کند.
کنترل بیولوژیک زمانی نتیجه مطلوب میدهد که دشمنان طبیعی بتوانند در محصول مستقر شوند، آفت را پیدا کنند و فعالیت خود را ادامه دهند.
راهنماهای مدیریت تلفیقی آفات در گلخانه نیز تأکید میکنند که عوامل کنترل بیولوژیک به مدیریت دقیق، پایش مستمر و شرایط محیطی مناسب نیاز دارند و نمیتوان با آنها مانند یک سم شیمیایی رفتار کرد.
این نگاه، نقش جریان هوا را از یک موضوع صرفاً اقلیمی فراتر میبرد.
در نهایت، مسئله این نیست که فنها روشن باشند یا خاموش. مسئله این است که جریان هوا با چه سرعتی، در چه زمانی و تحت چه شرایطی در سطح محصول حرکت کند.
برای یک گلخانه متکی بر کنترل بیولوژیک، جریان هوا باید هم نیاز گیاه را تأمین کند و هم شرایط مناسبی برای دشمنان طبیعی فراهم آورد. زمان رهاسازی عوامل بیولوژیک، زمان فعالیت آنها، تراکم محصول و شرایط میکروکلیمایی همگی باید در این تصمیم دخیل باشند.
از طرف دیگر، گیاهان نیز در این میان نقش فعالی دارند. آنها به نور و شرایط محیطی واکنش نشان میدهند و از طریق ترکیبات فرار با محیط اطراف خود تعامل میکنند.
هرچه تولید گلخانهای به سمت مدیریت تلفیقی آفات و کاهش وابستگی به سموم پیش میرود، شناخت همین ارتباطهای ظریف اهمیت بیشتری پیدا میکند. شاید در گلخانههای آینده، فنها فقط برای جابهجایی هوا تنظیم نشوند؛ بلکه بخشی از تصمیمگیری درباره سلامت گیاه و عملکرد دشمنان طبیعی نیز باشند.