هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

با پیشرفت فناوری، صنعت گلخانه در جهان دیگر صرفاً به معنای ایجاد محیطی برای محافظت از گیاه در برابر شرایط نامساعد اقلیمی نیست. امروزه نوع سازه، سطح فناوری، سیستم کنترل اقلیم، روش کشت و حتی انتخاب محصول، همگی بخشی از یک تصمیم اقتصادی و سرمایهگذاری هستند.
وقتی به ترکیب محصولات تولیدشده در گلخانههای جهان نگاه میکنیم، یک نکته مهم به چشم میآید: هرچه سطح فناوری گلخانه افزایش پیدا میکند، ترکیب محصولات نیز تغییر میکند.
این موضوع برای کشورهایی مانند ایران که به سمت گلخانههای مدرن، شیشهای و نسلهای جدید حرکت میکنند، اهمیت ویژهای دارد. انتخاب محصول دیگر نمیتواند جدا از نوع سازه، فناوری و مدل اقتصادی پروژه انجام شود.
بر اساس داده های مورد استفاده در این تحلیل، مساحت گلخانههای جهان حدود ۳.۷۲ میلیون هکتار برآورد میشود.
گوجه فرنگی همچنان مهمترین محصول گلخانهای جهان است و حدود ۳۶ درصد از سطح گلخانهها را به خود اختصاص میدهد. پس از آن، سبزیجات برگی، بادمجان و کدو و ملون، توتها و میوههای نرم، خیار و فلفل قرار دارند.
ترکیب تقریبی محصولات به این صورت است:

در نگاه اول، این اعداد ممکن است یک الگوی نسبتاً ثابت را نشان دهند؛ اما زمانی که سطح فناوری سازه را نیز وارد تحلیل کنیم، تصویر متفاوت میشود.
فناوری گلخانه، ترکیب محصولات را تغییر میدهد
یکی از نکات مهم در تحلیل صنعت گلخانه، تفاوت میان گلخانه های کمفناوری و گلخانه های پیشرفته است.
برای مثال، سهم گوجه فرنگی در گلخانه های کمفناوری حدود ۳۵ درصد است، در حالی که این سهم در سازههای پیشرفته و گلخانه های شیشهای به حدود ۵۰ درصد میرسد.
در مقابل، سهم برخی محصولات در سازههای پیشرفته کاهش پیدا میکند:
این تغییر را نمیتوان صرفاً یک اتفاق آماری دانست. پشت این اعداد، یک منطق اقتصادی وجود دارد.

هر محصول دارای اقتصاد تولید، نیاز اقلیمی و ارزش بازار متفاوتی است.
برای برخی محصولات، هدف اصلی گلخانه ایجاد یک لایه محافظ در برابر باران، تگرگ، باد یا سایر عوامل محیطی است. در چنین شرایطی ممکن است یک سازه پلاستیکی ساده، از نظر اقتصادی کاملاً منطقی باشد.
اما برای محصولی مانند گوجه فرنگی، شرایط متفاوت است.
در تولید حرفهای گوجه فرنگی، کنترل دقیقتر دما، رطوبت، نور، CO₂، تهویه، آبیاری و تغذیه میتواند تأثیر مستقیمی بر عملکرد و کیفیت محصول داشته باشد.
بنابراین سرمایهگذاری در یک گلخانه شیشهای با سیستم های پیشرفته کنترل اقلیم زمانی توجیه اقتصادی پیدا میکند که افزایش عملکرد، کیفیت، امکان تولید خارج از فصل و دسترسی به بازارهای با ارزش افزوده بالاتر، هزینه فناوری را جبران کند.
به بیان ساده:
فناوری در صنعت گلخانه باید به دنبال حاشیه سود حرکت کند، نه صرفاً سنت تولید.
گوجه فرنگی یکی از محصولاتی است که قابلیت بالایی برای بهرهگیری از فناوری گلخانهای دارد.
در یک گلخانه مدرن میتوان بسیاری از عوامل مؤثر بر رشد و تولید را کنترل کرد؛ از دما و رطوبت گرفته تا تهویه، CO₂، آبیاری، تغذیه و شرایط ریشه.
نتیجه این کنترل میتواند افزایش عملکرد در واحد سطح، بهبود کیفیت و افزایش قابلیت برنامهریزی تولید باشد.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که محصول برای بازارهای صادراتی یا زنجیرههای خردهفروشی حرفهای تولید شود.
در چنین بازارهایی، تنها «تولید بیشتر» اهمیت ندارد؛ بلکه تولید قابل پیشبینی، یکنواخت و با کیفیت ثابت نیز اهمیت زیادی دارد.
به همین دلیل، گلخانههای پیشرفته میتوانند برای محصولاتی که ارزش اقتصادی بالاتری دارند و بازار مشخصی برای آنها وجود دارد، توجیه بیشتری پیدا کنند.
اگرچه گوجه فرنگی همچنان یکی از مهمترین محصولات گلخانهای جهان است، روندهای بازار نشان میدهند که آینده صنعت را نمیتوان تنها با گوجه فرنگی تعریف کرد.
در یک نظرسنجی از تأمینکنندگان صنعت باغبانی هلند، بخش قابل توجهی از فعالان صنعت انتظار رشد سطح زیرکشت برخی محصولات را داشتهاند.
بر اساس این نظرسنجی:
این دادهها یک پیام مهم برای سرمایهگذاران دارند:
بازار آینده گلخانه فقط درباره افزایش سطح زیرکشت گوجه فرنگی نیست.
توت فرنگی، انواع بری ها و سبزیجات برگی میتوانند در سالهای آینده سهم بیشتری در توسعه سیستمهای کشت کنترل شده داشته باشند.
محصولات نرم و به خصوص بری ها از نظر اقتصادی ویژگیهایی دارند که آنها را برای سیستمهای کشت کنترل شده جذاب میکند.
ارزش اقتصادی بالا در واحد سطح، امکان تولید خارج از فصل، حساسیت محصول به شرایط محیطی و تقاضای بازار برای محصولات تازه و باکیفیت، همگی میتوانند سرمایهگذاری روی فناوریهای پیشرفته را توجیه کنند.
در چنین شرایطی، کنترل دقیقتر محیط کشت میتواند بخشی از مزیت رقابتی تولیدکننده باشد.
البته این به معنای آن نیست که هر پروژه گلخانهای باید به سمت تولید بری حرکت کند. انتخاب محصول باید بر اساس اقلیم، بازار، هزینه سرمایهگذاری، هزینه تولید، دسترسی به آب و انرژی، لجستیک و قیمت فروش انجام شود.
به همین دلیل، در طراحی گلخانههای نسل جدید، انتخاب محصول باید پیش از انتخاب سازه و تجهیزات مورد بررسی قرار گیرد.
از نگاه ما در همتا سازه زیستا، این روند برای ایران اهمیت زیادی دارد.
ایران از یک طرف با محدودیت منابع آب، تغییرات اقلیمی و افزایش هزینه های تولید مواجه است و از طرف دیگر، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه کشاورزی کنترلشده و صادرات محصولات کشاورزی دارد.
بنابراین نباید صرفاً این سؤال را مطرح کنیم:
«چه نوع گلخانهای بسازیم؟»
سؤال دقیقتر این است:
«برای چه محصولی، چه بازار هدفی و با چه مدل اقتصادی، چه سطحی از فناوری گلخانهای را باید انتخاب کنیم؟»
این تغییر در نوع نگاه میتواند نتیجه یک پروژه سرمایهگذاری را بهطور کامل تغییر دهد.
یک گلخانه شیشهای پیشرفته لزوماً برای تمام محصولات و تمام مناطق بهترین انتخاب نیست؛ همانطور که یک گلخانه پلاستیکی نیز الزاماً برای تمام پروژهها مناسب نیست. انتخاب فناوری باید نتیجه یک تحلیل اقتصادی و فنی باشد.
در پروژه های گلخانهای، ما معتقدیم سازه نباید نقطه شروع تصمیمگیری باشد.
ابتدا باید بازار و محصول مشخص شود. سپس شرایط اقلیمی، منابع آب و انرژی، سطح عملکرد مورد انتظار، هزینه سرمایهگذاری و بازار فروش مورد بررسی قرار گیرد. بعد از آن میتوان درباره نوع سازه، سیستم کنترل اقلیم، تجهیزات، سیستم کشت و سطح اتوماسیون تصمیم گرفت.
در واقع، زنجیره تصمیمگیری باید چیزی شبیه این باشد:
محصول ← بازار ← اقلیم ← فناوری ← سرمایهگذاری ← هزینه تولید ← عملکرد ← فروش ← سودآوری
به همین دلیل است که در همتا سازه زیستا، طراحی گلخانه را صرفاً به طراحی سازه محدود نمیکنیم.
یک پروژه گلخانهای موفق باید از مرحله مطالعات و امکانسنجی سرمایهگذاری آغاز شود و تا طراحی، مهندسی، تأمین تجهیزات، اجرا، مدیریت کشت و در نهایت بازار محصول ادامه پیدا کند.