هیچ محصولی در سبد خرید نیست.
هیچ محصولی در سبد خرید نیست.
تماس با ما : 02188686070

پژوهشگران دانشگاه استلنبوش در آفریقای جنوبی به رابطه جالبی میان زنبورها، قارچ ها و گیاهان بلوبری پی بردهاند.
نتایج این بررسی نشان میدهد که زنبور های گرده افشان فقط گرده و شهد جمع آوری نمیکنند؛ بلکه برخی قارچ ها را نیز مصرف میکنند و این رژیم غذایی میتواند بر واکنش بدن آن ها به استرس تأثیر بگذارد.
اسپور های قارچی ممکن است فعالیت ژن های مرتبط با استرس را در زنبورها کاهش دهند. این اتفاق میتواند به بهبود مراقبت از نوزادان و در نهایت سلامت بهتر کلنی زنبور کمک کند. پژوهشگران برای بررسی این موضوع، زنبور ها را در محیط های کشت قارچی زیر نظر گرفتند. زمانی که زنبور ها روی محیط کشت حرکت کردند، گونه های مختلفی از قارچ ها شروع به رشد کردند. در میان آن ها، Botrytis و همچنین Cladosporium که یک قارچ رایج محیطی است، بیشتر دیده شدند.

اینجاست که ماجرا جالب تر میشود. Botrytis برای گیاهان یک قارچ بیماری زا محسوب میشود و میتواند در شرایط مناسب باعث ایجاد پوسیدگی در میوه شود.
این قارچ ممکن است در مرحله گلدهی وارد گل بلوبری شود، اما لزوماً بلافاصله علائم بیماری ایجاد نمیکند. در برخی شرایط، قارچ در حالت نهفته باقی میماند و بعد از برداشت، زمانی که شرایط محیطی مناسب شود، رشد خود را آغاز میکند.
بنابراین حضور زنبور ها در این چرخه از دو جهت اهمیت دارد:
پروفسور کارین جیکوبز، میکروبیولوژیست دانشگاه استلنبوش، میگوید زنبور ها به دلیل طولانی بودن دوره گل دهی بلوبری، مدت زیادی در باغها و مزارع این محصول حضور دارند.
از طرف دیگر، گرده بلوبری به تنهایی غذای چندان کاملی برای زنبورها نیست. مقدار گرده تولیدشده توسط هر گل نیز محدود است و همین مسئله باعث میشود زنبور ها برای تأمین مواد غذایی مورد نیاز خود به منابع دیگری روی بیاورند.
زمانی که به زنبور ها امکان انتخاب میان دو نوع غذا را داد:
زنبورها به شکل مشخصی گزینه حاوی قارچ را بیشتر انتخاب کردند.
پژوهشگران احتمال میدهند که اضافه شدن قارچ باعث بهبود ترکیب تغذیهای گرده شود. به عبارت دیگر، قارچهایی که از نگاه کشاورز ممکن است عامل بیماری گیاه باشند، میتوانند برای زنبور منبعی ارزشمند از مواد غذایی محسوب شوند.
زمانی که یک کلنی زنبور عسل تحت فشار قرار میگیرد، برخی ژن های مرتبط با استرس فعال میشوند. افزایش این پاسخ میتواند رفتار زنبور ها را نیز تغییر دهد؛ از جمله اینکه زنبور ها زودتر از حالت عادی برای جست و جوی غذا از کندو خارج شوند.
پژوهشگران مشاهده کردند که مصرف اسپور های قارچی میتواند فعالیت برخی از این ژن های مرتبط با استرس را کاهش دهد. به بیان ساده تر، رژیم غذایی حاوی قارچ ممکن است به زنبور ها کمک کند واکنش آرام تری نسبت به شرایط نامساعد داشته باشند.
این تغییر همچنین میتواند روی کلنی تأثیر بگذارد. اگر زنبور ها مدت بیشتری در کندو بمانند و فرصت بیشتری برای مراقبت از نوزادان داشته باشند، در نهایت شرایط بهتری برای رشد و سلامت کلنی ایجاد میشود.
پژوهشگران در ادامه به دنبال راهی بودند که بتوان میزان Botrytis حملشده توسط زنبورها را کاهش داد، بدون اینکه به خود حشرات آسیب برسد.
در یک آزمایش مقدماتی، با همکاری شرکت محلی BeeTech، محفظهای در ورودی کندو قرار گرفت که زنبورها هنگام خروج از آن با اسپورهای Trichoderma تماس پیدا میکردند.
نتایج اولیه امیدوارکننده بود. به گفته جیکوبز، به نظر میرسد Trichoderma میتواند میزان Botrytis موجود روی بدن زنبورها را کاهش دهد، در حالی که اثر قابل اندازه گیری نا مطلوبی بر سلامت زنبور ها مشاهده نشده است.
کنترل قارچ های بیماری زا در مزارع کار سادهای نیست. افزایش مصرف قارچکش ها اگرچه ممکن است در کوتاه مدت میزان برخی عوامل بیماری زا را کاهش دهد، اما استفاده مکرر از آن ها میتواند به ایجاد مقاومت قارچی منجر شود.
پژوهشگران معتقدند در چنین شرایطی باید رابطه میان گیاه، قارچ و زنبور را با دقت بیشتری بررسی کرد. زنبور های گرده افشان بخشی از اکوسیستم باغ های میوه هستند و هر روشی که برای کنترل بیماریها به کار گرفته میشود، باید اثر آن بر سلامت زنبور ها نیز در نظر گرفته شود.
گروه میکروبیولوژی دانشگاه استلنبوش امیدوار است با ادامه این تحقیقات، اطلاعات دقیقتری برای کشاورزان و زنبورداران فراهم کند تا بتوانند هم زمان از سلامت زنبور ها و محصول بلوبری محافظت کنند.
این پژوهش در نهایت یک نکته مهم را برجسته میکند: قارچها همیشه دشمن زنبورها نیستند. بعضی از آنها میتوانند بخشی از زنجیره غذایی زنبور باشند و حتی در شرایط استرس زا نقش مثبتی در سلامت کلنی ایفا کنند؛ در حالی که همان قارچ ها ممکن است برای گیاه یک تهدید جدی باشند. همین تضاد، رابطه میان زنبور، قارچ و گیاه را به موضوعی جذاب برای تحقیقات بیشتر تبدیل کرده است.
برای کشاورزی مدرن، اهمیت این یافته ها در همین نگاه چند جانبه است. مدیریت موفق تولید تنها به کنترل یک بیماری یا افزایش عملکرد محصول محدود نمیشود؛ بلکه باید سلامت گیاه، گردهافشان ها، میکروارگانیسم ها و بهره وری سیستم تولید را در کنار یکدیگر دید.
بهره وری پایدار تنها با افزایش تولید به دست نمیآید، بلکه نتیجه مدیریت هوشمندانه تمام اجزای سیستم تولید است.
این همان نقطه ای است که علم، فناوری و کشاورزی مدرن به یکدیگر میرسند؛ رویکردی که زیستا نیز بر پایه آن، به دنبال توسعه راهکار های نوین برای افزایش بهرهوری و پایداری در کشاورزی است.